تبليغاتX
ما ...

هفته ي پيش رفته بودم خونه!

             خوب كه چي؟!

   بقيش رو بخونيد:

 

من يه خواهرزاده دارم. اسمش يگانه ست. يگانه 2 سال و 2 ماهشه. كلي با هم بازي كرديم. خيلي خوشحالم كه اون به دنيا اومده٬ به وضوح ميل به زندگي رو در من بيشتر كرده.

 حين بازي من متوجه شدم كه اون آدامس رو درست تلفظ نمي كنه. مي گفت: آمدامس J

من سعي كردم كه به اون ياد بدم كه چطوري تلفظ كنه و اونم يادگرفت J

      تا به حال به فرآيند يادگيري فكر كردين؟!

 

- من از يگانه خواستم كه اون لغت رو دوباره تلفظ كنه.

- يگانه گفت: AMDAMS.

- من تلفظ درستش رو دوباره براش تكرار كردم: ADAMS.

* اين روند اونقدر تكرار شد تا يگانه تونست بگه: ADAMS.

 

حالا بگذاريد ببينيم چي شد ؟!!

   در هر بار تكرار اين روند٬ يگانه چيزي رو كه فكر مي كرد درسته رو مي گفت. بعد از اون من تلفظ كاملا درست رو مي گفتم. در اين مرحله يگانه تلفظ من رو با تلفظ خودش مي سنجيد و با به دست آوردن اختلاف اين دوتا سعي مي كرد جوري تلفظ كنه كه اختلاف اين دو تا كم بشه:

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 13:19  توسط مهدی رضایی پور |